close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
راه کار های تربیت اسلامی

برق صنعتی .... هادی شبروان
برق صنعتی : (جزوات ، مقاله ها ، تحقیق ها و ... ) - کامپیوتر(ترفندها،دانلودها و ...) - آپدیت آنتی ویروس nod32 و ...
قالب وبلاگ
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
ارتباط با مدیر
نظر سنجی
با سلام .... شما این وب را چگونه میسنجید ؟ با تشکر




جستجو

             

راه کارهای تربیت اسلامی

تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام :

ابتدا از اینکه بخواهید تعلیم و تربیت را از دیدگاه اسلام را فرا بگیرید،باید انسان را شناخته باشید.

- انسان چیست ؟

شناختن و شناساندن همه جانبه انسان کار آسانی نیست و ما مدعی نیستیم که از عهده چنین کاری برآییم ، علت این است که :یکی از موضوعات بسیار دقیق و پیچیده ، انسان است و حتی بعضی از دانشمندان معاصر ،تحت عنوان " انسان موجود ناشناخته " کتاب نوشته اند.

- لکن به مصداق :

آب دریا را دگر نتوان کشید هم به قدرتشنگی باید چشید

- وظیفه داریم که تا حد ممکن ، در راه شناخت آن بکوشیم ، زیرا " تربیت و تعلیم " و همه برنامه های آن به خاطر انسان است و ما تاندانیم انسان چیست ؟ چگونه موجودی است؟ چه نیازهایی دارد ؟ چه استعدادهایی دارد؟ و ...

نخواهیم توانست برنامه های صحیح و همه جانبه برای ساختن و رشد دادنش عرضه نمائیم .

مسلم است که انسان یک موجود پویاست و چون پویاست ، در یک حد متوقف نمیشود، بنابراین بسیاربه جاست که گفته شود : انسان حدی و ماهیتی ندارد.

- همانطوری که میگوئیم : خدا هم حدی وماهیتی ندارد ، البته با یک فرق:وقتی میگوییم : خدا ماهیتی ندارد ، یعنی از نظر هستی ، برایش حد و حدودی نیست و به تعبیر دیگر نامتناهی است اما وقتی میگوئیم انسان حدی و ماهیتی ندارد ، به این معنی است که پویاست و در یک حد معین متوقف نمیشود.

- یکی از سخنان جالب شهاب الدین سهروردی ، پیشوای فلاسفه ی اشراقی و معروف به شیخ اشراق این است که : انسان ماهیت ندارد ، یعنی مرزی ندارد و این ، به همان دلیلی پویندگی اوست.

حتی اگر حرکت انسان به سوی کمال هم نباشد ، بلکه در جهت سقوط و سراشیبی باشد ، باز هم حدی ندارد ، به تعبیر قرآن تا " اسفل سافلین " پیش میرود .چنانکه وقتی در جهت کمال و رشد حرکت میکند . سیر و تکامل او تا " اعلاعلیین " ادامه می یابد، بنابراین ، چیزی که به خاطرپویندگی همیشگیش ، در هیچ حد و مرزی متوقف نمیشود و در عین حال دارای حق انتخاب و گزینش است ، برای رشد و تکامل خود نیاز به برنامه هایی دارد که همواره او را به کار آید و در هیچ مرحله ای از مراحل رشد و تکامل ، او را تنها و سرگردان رها نسازد.

اگرچه هنوز زود است که این مطلب را بگوئیم : حدی ندارد یا به تعبیر دیگر :ماهیتی ندارد و لذا تعریف انسان ، کاری است که نگوئیم محال است باید بگوئیم دشوار است.

- بهترین تعریف از انسان ،همین است که بگوئیم : پویاست .البته با توجه به اینکه حق گزینش و انتخاب دارد .

- دراین پویندگی ،اگر به سوی کمال رود تا بی نهایت پیش میرود زیرا با توجه به اینکه حرکت انسان " الی الله " و " الله " کمال مطلق و بی نهایت است ، هرگز نمیشود پویندگی او را محدود کرد .

انسانی که به سوی کمال در حرکت است ، میرود تا با خدا برسد ، میرود تا به مصداق سخن پیامبر عالیقدر اسلام : " تخلفوا باخلاق الله " دارای اخلاق خدائی شود / خدائی توفیقی بیشتر می یابد ، اما هرگز به کمال مطلق و اخلاق خدائی مطلق نمیرسد .

رسد آدمی به جائی که ، به جز خدا نبیند بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

- زندگی انسان اگر در جهت تکامل نباشد ، بی فایده و حتی زیانبخش است .امام سجاد علیه السلام در یکی از نیایشهای عالی خود میگوید :

" الهی و عمرنی مادام عمری بذل فی طاعتک فاذا کان عمری مرتعا للشیطان فاقبضنی الیک "

خدایا ، مادامی که عمر من در راه طاعت تو میگذرد ، به من عمر بده و همینکه زندگی به من محیطی بسازد که چراگاه شیطان باشد مرا نزد خویش ببر.

می بینیم که در این دعا دقیقأ به فلسفه حیات توجه شده ، عمری مطلوب و محبوب است که جوابگوی تمایل انسان به پویندگی به سوی کمال باشد . اما عمری که نتیجه اش در جا زدن یا سقوط است ارزش تداوم ندارد و باید از خدا پایان آن را آرزو کرد.

ابعاد وجودی انسان :

دربخت گذشته،انسان را تا اندازه ای شناختیم ، بیشترتکیه ما روی این بود که انسان موجودی است پوینده ، که پویندگیش را از روی انتخاب و آزادی انجام میدهدودیدیم که شرط آزاد بودن ،آگاه بودن است و شرط آگاه بودن ،اندیشیدن است ، ازهمینجا بود که گفتیم :انسان،موجودی است که قابلیت دارد آگاه و متفکر باشد وبایداین قابلیت ،به فعلیت برسد .

- انسان نه تنها صاحب اندیشه است ، بلکه عاطفه هم دارد ، اگر چه مولوی میگوید :

ای برادر، تو همین اندیشه ای ما بقی تو استخوان و ریشه ای

نقش عواطف در وجود ما این است که به ما نیروی حرکت بدهد.

- عواطف باید در وجودانسان باشد،اسلام هم به عواطف ، اهمیت میدهد .

- محبت باید در میان مردم باشد ، جامعه نیاز به وجود افرادی دارد که عشق به فداکاری داشته باشند ،جوانی که درراه خدمت به ملت و مملکت و دین خودش جانبازی و فداکاری میکند و با عشق به شهادت سلاح به دوش می اندازد و... هرگز نمیتوانیم از وجود عواطف در وجود انسان چشم بپوشیم .

- از نظر اسلام عواطف معجزه گرند ! سخت ترین کارها به وسیله عواطف آسان میشوند.

ـ وقتی میخواهیم کودکی را تربیت کنیم . باید متوجه هر دو جنبه باشیم ، وقتی به فکر تربیت خویش هستیم باید توجه کنیم که هم در برابر خود وظیفه داریم و هم در برابر دیگران .

تنها کودک نیست که به تربیت محتاج است پیران و جوانان نیزهم احتیاج دارند

تعریف تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام :

ـ هدایت انسان با استفاده از روشهای صحییح و درست :

ـ اکنون میخواهیم پس از شناختی که درباره ی انسان پیدا کردیم " تعلیم و تربیت رااز دیدگاه اسلام " را تعریف کنیم.

ـ برای تعلیم و تربیت ، تعاریف بسیاری کرده اند باید ببینیم کدامیک از این تعاریف ، با آنچه اسلام میخواهد تناسب دارد .

1ـ انتقال معلومات و مهارت ها :

ـ مطابق این تعریف کسی که دست اندر کار تعلیم و تربیت است ، وظیفه اش این است که معلومات و مهارت های لازم را به افراد منتقل کند.

ـ این تعریف ، چندان جالب نیست یک معلم یا یک مربی ، کار و خدمتش محدود به این

_ نیست که معلومات و مهارتهایی را که دارد به دیگران منتقل کند.

ـ متاسفانه ،کار مدارس و دانشگاه های ما همین است . امیدوارم که بعد از این یک مشت معلومات و مهارتها را به کودکان و جوانان انتقال دهند ، زیرا بطور حتم ، نیازهای دیگری هم هست که قطعا باید برآورده شود و این تنها از راه تربیت صحیح و به وسیله مربیان شایسته ، امکان پذیر است.

2ـ تشکیل عادات و صفات معین در فرد :

ـ کسی که بر مسند تعلیم و تربیت نشسته ، باید سعی کند عادات و صفات معینی که مورد نظر خود او یا سیستمی است که او را به کار واداشته در کودکان و نوجوانان متشکل سازد.

ـ این هم یک کار محدود است .معلمی که در یک آموزشگاه رانندگی کار میکند ، وظیفه اش این است که عاداتی را در نوآموزان به وجود آورد تا بتواند پشت فرمان بنشینید و اتومبیل را به راه بیندازد و گرفتار تصادف و سقوط و خطرات دیگر نشود ، همچنین یک معلم خط ، وظیفه اش این است مه صفت یا عادات نویسندگی را در شخص به وجود بیاورد ، تا او بتواند حروف و کلمات را صحیح و زیبا بنویسد ، ما نمیخواهیم کار معلم یا مربی را محدید به اینگونه کارها بکنیم ، مسلما مربی کارش از این حد ، عالی تر و والاتر و پرمغزتر است.

3ـ به فعلیت رسانیدن قوا و استعدادهای انسان :

ـ ایرادی که بر این تعریف وارد است ، این است که در انسان قوه ها و استعدادهای مختلفی هست .

ـ آیا واقعا منظور این است که هرگز قوه و استعدادهای مختلفی هست؟آیا وافعا منظور اینست که هر گونه قوه و استعدادی در انسان هست ، به فعلیت پیدا کند؟

ـ درانسان استعدادی آدمکشی هم هست.

ـ آیا هدف تعلیم و تربیت ،این است که چنین استعدادی به فضیلت پیدا کند؟

ـ انسان استعداد دزدی هم دارد ،استعداد قمار بازی هم دارد ،استعداد ظلم و خیانت هم دارد .آیا وظیفه مربی به فعلیت رسانیدن اینگونه استعدادها هم هست؟

ـ مسلما هیچکس قبول نمیکند که یک مربی باید هرگونه فوه و استعدادی را که در انسانها هست به فعلیت برساند،پس این تعریف هم قابل قبول نیست.

ـ در قرآن کریم هم آمده است که ، در انسان استعداد فجور و تقوی و خیر و شر وجود دارد : " و نفس و ما سویها فالحمها فجورها و تقویهأ " ( اشمس 6 ,7)

ـ سوگند به جان و روان انسان و آنکه درست و هماهنگش ساخت و زشتی وتقوی را به او الهام کرد.

ـ اگر مربی بخواهد همه این استعداد های زشت و زیبا و نیک وبد را در وجود انسان فعلیت ببخشد ، گرفتار تضاد هم میشود ، تضادی که هم دامنگیر مربی میشود و هم آن انسانی که میخواهد به وسیله وی تربیت بشود .

ـ بنابراین،تعریف فوق ، تعریف غلتی است و اگر بخواهیم خیلی زیاد با خوش بینی به آن نگاه کنیم ، باید بگویم : گویا و رسانیست.

4ـ آماده کردن فرد برای زندگی در اجتماع معین :

ـ در این تعریف،جامعه معین مورد نظر است . فرد باید طوری تربیت شود که فلان جامعه معین ، او را بپذیرد، پس هدف آن جامعه معین است،هدف ، کمال و سعادت این فرد نیست .

ـ هدف این نیست که استعداد های این فرد را در راه کمال به فعلیت برسد.باید دید جامعه ، چه چیزی میپسندد و میپذیرد ؟ باید همان را ساخت .

ـ در این تعریف ،تعلیم و تعربیت به منزله یک کارخانه فرض شده ، کارخانه باید چیزی بسازد که در بازار مشتری دارد یعنی عرضه باید تابع تقاضا باشد.

ـ پس خودکارا مهم نیست ، بازار و مشتریان مهمند ! فرد و استعداد های او مهم نیست !جامعه مهم است . >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> فرد قربانی جامعه

ـ چنین تعلیم و تربیت به نظر من یک نوع ظلم است و به فرد نه خدمت ! فرد همچون کالایی است که به بازار اجتماع عرضه میشود .

ـ بازار طوری آن را عرضه کرد که مطلوب آن جامعه قرار گیرد .

ـ فرد را در حد کالا قرار دادن ، مسلما به زیان انسانیت و بلکه خودش را در یک چارچوبه محدود کنه و کارش را انجام دهد .

5ـ ایجاد محیط مساعد برای ارضای رغبت های فرد :

ـ این تعریف درست نقطه مقابل تعریف قبلی است ، در تعریف قبلی ، رغبت های فرد

فدای جامعه شده و همچون کالایی به حساب آمده بود و در این تعریف فرد و رغبت -_هایش مورد توجه است و به جامعه هیچ توجیهی نشده ، بلکه جامعه فدای فردشده است.

ـ مطابق این تعریف ، فرد را باید در محیطی قرار داد و برایش شرایطی فراهم کرد که تمام رغبت ها و همه امیالش ارضاء شود .

ـ بزرگترین مصیبت ، برای یک جامعه این است که افراد بخواهند تمام امیال و خواسته هایش را ارضاء بکند .

ـ چنین جامعه ای روی سعادت و سربلندی و خوشبختی را نمیبیند .

ـ در یک جامعه باید میل ها و رغبت های افراد کنترل و مهار بشود ، آنچه پسندیده است ارضاء بشود و آنچه ناپسندیده است سرکوب گردد .

ـ چگونه ممکن است به فردی اینقدر میدان بدهند که همه رغبت ها و تمایلات خودش را ارضاء کند؟

ـ در این صورت تکلیف دیگران چیست ؟ ایا انها را هم باید به همین اندازه ازاد گذاشت؟

این که مستلزم هرج و مرج است ! آیا به طور کلی آنها را باید محدود کرد؟ اینهم مستلزم تبعیض است نتیجه چنین وضعی به وجود آمدن جامعه طبقاتی است.

ـ یعنی به یک طبقه خاص – که افراد کمی در آن جایی دارد – همه امکانات داده میشود- تابتوانند کلیه رغبتها و تمایلات خود را ارضاء کند ولی توده مردم از هیچگونه امکاناتی برخوردار نیستند .

ـ چنین کاری خدمت به انسانیت نیست بلکه هم خیانت استو هم ضربه زدن بر پیکر انسانیت !

6- رها ساختن فرد از آداب و قیود اجتماعی و فراهم کردن وضع طبیعی برایش:

ـ این تعریف با تعریف پنجم چندان تفاوتی ندارد . مطابق این تعریف ، آداب اجتماعی را باید کنار گذاشت و فقط باید وضع طبیعی برای فرد فراهم کرد .

ـ شرافت و ارزش و اعتبار فرد در این است که خود را از قید طبیعت آزاد کند .عظمت انسان در این است که سر از آخور طبیعت بیرون بیاورد . به قول سعدی :

اگر این درنده خویی ز طبیعت بمیرد همه عمر زنده باشی به روان بیاورد

ـ باید یک سلسله استعداد ها و خواسته ها که در طبیعت انسان است از طبیعت انسان ها بمیرد و ریشه کن بشود ، مانند همین درنده خویی که سعدی روی آن تکیه میکند .

ـ اگر سعی مربی این باشد که آن چنان به انسان میدان داده شود که طبیعی زندگی کند و مطابق طبیعت خویش عمل کند ، خدمتی به انسان نشده بلکه خیانت است !

7ـ رشد قوه قضاوت صحیح :

ـ این تعریف نسبتأ بد نیست ، ولی متاسفانه یک بعدی است ، البته مربی باید بکوشد قوه قضاوت صحیح را در کودک یا جوان یا هر انسان رشد بدهد .

ـ وقتی افراد دارای قوه قضاوت صحیح نیستند ، گرفتار خطاء و لغزش و انحراف میشوند و نمیتوانند در کارهایشان درست تصمیم بگیرند و درست عمل کنند .

ـ در موافقتشان و نه در مخالفتشان و نه در صلحشان و نه در جنگشان و نه در سکوتشان و نه در فریادشان ، هر هیچ موردی نمیتوانند عملکرد صحیح داشته باشند .

ـ رشد دادن قوه قضاوت صحیح در افراد وظیفه بسیار بزرگی است ، بر مربی است که خود را آن چنان بپروراند که در قضاوت عجول نباشد ، بلکه کاملا فکر کند و اگر نتوانست همه اطراف و جوانب قضیه را بررسی کند ، با دیگران مشورت نماید تا به یک قضاوت صحیح و منطقی برسد .

ـ واقعا بزرگترین خدمت به این نوجوانان و به همه ی مربیان همین است که به مرحله ای آورده شوند که در قضاوتشان عجله نکنند و قضاوتهایشان صحیح و منطقی باشد .

ـ این هفت تعریف که گفتیم اشکالی هم دارد .بعضی که به دلایلی غلط است و بعضی صحیح و بعضی نا صحیح است .

8ـ راهنمایی جنبه های مختلف رشد و شخصیت فرد :

ـ این تعریف جالب است اما به شرطی که ما اول جنبه های مختلف شخصیت فرد را شناخته باشیم ، این تعریف از این نظر جالب است که میگوید : باید هدایت کرد ، از نظر اسلام ، تعلیم و تربیت ، چیزی غیر از راهنمایی و هدایت نیست .

ـ پیامبر اسلام ، در قرآن کریم القابی دارد ، مثل : معلم ، مزکی ، مذکر ، بشیر و نظیر

ـ پیامبر آمده که مردم را تعلیم دهد و آنها را از جهالتها رها سازد او برای تزکیه مردم آمده و میخواهد مردم را از آلودگیها و گناهها پاک سازد و رشد برکت دهد .

ـ او مذکر است : یعنی بمردم تذکر میدهد –او هم بشیر است و هم نذیر : بشیر یعنی بشارت دهنده و نذیر ، بیم دهنده

ـ با توجه به اینکه گفتیم : انسان یک موجود پوینده است که آزادانه به سوی هدف معینی حرکت میکند . این پوینده آزاد ، هم آگاهی میخواهد هم راهنمایی و هدایت .

ـ ما برای رسیدن به آگاهی ، مقداری از فکر و عقل خویش استفاده میکنیم .

ـ کلن نقش تعلیم و تربیت این است که فکر را به کار اندازد و تقویتش کند تا شخص کورکورانه حرکت نکند . این وظیفه مهم بر عهده مربی است .

ـ پس میتوانیم بگوئیم : تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام ، چیزی غیر از هدایت نیست .

ـ آنهم با توجه به اینکه انسان یک موجود پوینده و آزاد است و اگر آزاد نباشد ، نه حرکت های غلتش ملامت دارد و نه حرکت های صحیحش ستایش و تمجید ، کیفر و پاداش هم ندارد ، آزادی است که باعث میشود پوینده راه غلط مستوجب کیفرو پوینده راه صحیحش ستایش و تمجید ، کیفر و پاداش هم ندارد . آزادی است که باعث میشود پوینده راه غلط مستوجب کیفر و پوینده راه صحیح مستحق پاداش باشد .

ـ این آزادی را باید مربی به کودک بدهد ، وظیفه مربی این نیست که دست و پای کودک را ببیند و او را آن چنان محدود و محصور کندکه مطابق میل وی عمل نماید .

ـ این مربی نمیتواند رسالت خود را انجام دهد ، زیرا او سلب آزادی کرده و دموکراسی معقول را برای افراد محترم نشمرده است ، خوشبختانه در تربیت اسلامی چون نظر به این است که انسان هدایت بشود ، حداکثر آزادی و دموکراسی هم رعایت شده است ، قرآن کریم میگوید :

" لا اکره فی الدین "

ـ در دین اکراه و اجبار نیست دین را نمیشود به مردم تحمیل کرد ، باید هدایت کرد که مردم راه را و هدف را بشناسند و با کمال آگاهی در مسیر کمال به تکاپو در آیند ، بدون اینکه از آنها سلب آزادی بشود ، آنها باید بدانند که اگر در مسیر صحیح حرکت کنند ، سرافراز میشوند و اگر در مسیر غلط حرکت کنند ، گرفتار میشوند ، انتخاب بدست خود آنهاست .

-----------------------------------------------------------------------------------------------

**منبع 1 = تربیت از دیدگاه اسلام , مولف =دکتر احمد بهشتی , خلاصه شده از صفحه 25 تا 55 **

** منبع 2 = گامی در مسیر تربیت اسلامی .مبانی تربیتی , مولف= دکتر رجبعلی مضلومی , خلاصه شده از ص 40 تا ص 45 بخش 4 کتاب **

سخنان رهبر عظیم الشان انقلاب :

اسلام و تربیت :

ـ تربیت و تزکیه نفس بالاتر از تعلیم علم و حکمت قرار گیرد .(1).

ـ رابطه تربیت ——≥ با رشد

ـ اگر انسان تعلیم و تربیت نداشته باشد از سایر حیوانات بدتر است ، و اگر تعلیم و تربیت یافت ، رشد میکند.

ـ ( رابطهء تربیت —≥ با کمال ) :

ـ هیچ چیز انسان را سیر نمیکند ، مگر اینکه تربیت بشود . (3) .

ـ آنکه انسان را درست می کند ، آن مکتبهای الهی و توحیدی است . (4) .

ـ همه ی مشکلات ما از اینست که تربیت نشده ایم ، یک تربیت الهی و تحت بیرق اسلام در نیامده ایم . (5)

مراحل تربیت :

ـ تربیت اسلامی حدّ و مرز دارد ، و آن حدود الهی است که قوهّ های غیر محدود انسان را محار و او را از حّد حیوانات به حدّ انسانیت میرساند ، و او را در همه ی ابعاد تربیت میکند . و به کمال مطلوب خودش میرساند .(6)

ـ تعلیم و آموزش اگر توام با تهذیب اخلاقی و تربیت صحیح اسلامی نباشد ، نه تنها فایده نخواهد داشت ، بلکه گاهی هم مضر است .(7).

ـ بسیاری از اشخاص هستند که دانشمندان خیلی هم دانشمند ، لکن چون تربیت اسلامی ندارد ، وجودشان گاهی ضرر میزند به کشور ، ضرر میزند به اسلام ، و فقط برای منافع شخصی خودشان کار انجام میدهند (8).

ـ ما می گوئیم جوانهای ما اگر علم هم پیدا کرده اند ، تربیت اسلامی ندارند و هدف آنها بدست آوردن ورقه ای و سربار ملت شدن است . (9).

ـ جامعه بایدتربیت بشودوحدودالهی برای تربیت جامعه است،نه برای انتهامجوئی .(10).

ـ همه مسئول تربیت و اصلاح هستند ، اما تا مملکتی تحت نظر استعمار باشد ، این ممکن نیست .(11).

زیر بنای تربیت ، فرهنگ صحیح است :

ـ قضیه تربیت یک ملت به این است که فرهنگ آن ملت فرهنگ صحیح باشد ، شما کوشش کنید که فرهنگ را مستقل و اسلامی درست کنید .

ـ چه ، جوابهایی که در این فرهنگ ، تربیت میشوند ، بعدها مقدرات این کشور در دست آنهاست .(2).

ـ مساجد باید مرکز تربیت صحیح باشد ، مساجد را خالی نگذارید ، آنهایی که می خواهند شما را از این مراکز تعلیم و تربیت دور کنند ، دشمنهای شما هستند . ( 13).

● اساسی ترین موضع تربیت .

همه کس را ، همه وقت .

ـ " تربیت " اگر به معنای شکوفائی استعداد ها و رشد نیرو های ذهنی و اندامی است . درس آن را " علوم تربیتی رایج دانشگاهی " تواند آموخت .

ـ و اگر به معنای نظمی در حرکات و رفتار ها ، و رعایت قواعد ها اجتماعی ، و آدابی خاص است و عادت یافتن بر اجرای آنها درسش را در هر جا و میان هر جامع و هر قوم به گونه ای دهند ، و ملاکی مشترک برای مجموع آنها نیست .

ـ و اگر به معنای آن دگرگونی های وجودی که اثرات همه ، ایصال خیر به خود و غیره و نیز رعایت ادب و حقوق باشد ، درس آنرا گاه حکماء دهند و گاه عرفاء و بهترین و عمیق ترین نوع آن را " دین حق " تعلیم نماید .

3. نشريه اسلام و پژوهشهاي تربيتي شماره 1

* روش هاي تربيتي از ديدگاه قرآن و سيره ي نبوي (1) *

ـ چکيده :

ـ مقاله ي حاضر به بررسي ويژگي هاي انسان از ديدگاه اسلام، اهداف تعليم و تربيت و ويژگي هاي تربيت کودک بر اساس سيره ي نبوي می پردازد، به اين منظور، ابتدا اصول جهان بيني اسلامي توضيح داده شده است. چرا که ناگزيريم براي تعريف و شناخت انسان، تفسير و تحليلي از جهان داشته باشيم. اين اصول عبارتند از: اصل جهت تکاملي پديده ها و اصل معاد، سپس از ويژگي هاي انسان از نظر اسلام، چون خصوصيت تکاملي، عقل، آزادي و خود آگاهي و هدف زندگي اش بحث، و با ارائه ي تعريفي از تعليم و تربيت و اشاره به ضرورت آن، اهداف تعليم و تربيت اسلامي به اختصار عنوان شده است. در پايان ويژگي هاي تربيت کودک از منظر سيره ي رسول اعظم را به ايجاز بررسي کرده ايم.
ـ کليد واژه ها: 1- جهان بيني اسلامي؛ 2- وجود شناسي؛ 3- انسان شناسي اسلامي؛ 4- تعليم و تربيت اسلامي؛ 5- سيره ي نبوي.

مقدمه :

1. مساله ي تحقيق :

ـ شناخت انسان و ويژگي هاي او از ديرباز مورد توجه بسياري از انديشه وران و صاحب نظران بوده و در اين راه کوشش هاي فراواني صورت گرفته است. به رغم عظمت و فراواني اين تلاش ها، انسان شناسي کنوني که بيشتر به روش تجربي متکي است نه تنها نتوانسته ابعاد ناشناخته ي وجود انسان را روشن سازد، بلکه دچار نوعي بحران شده است. (1) بدين معنا که در آن نوعي سردرگمي و سرگرداني در پاسخگويي به پرسش هاي محوري درباره ي انسان پديده آمده است، بنابراين در وضعيت کنوني به استفاده از روشي جامع جهت شناخت انسان نياز است؛ چرا که هر گونه نقصاني در شناخت او، در چگونگي نظام تعليم و تربيت اثر مستقيم دارد. بر اين اساس، مقاله ي حاضر از مجموع روش هاي انسان شناسي، با استفاده از انسان شناسي ديني به بررسي ويژگي هاي انسان پرداخته است.
ـ روش انسان شناسي ديني با استفاده از متون ديني و روش نقلي، درصدد شناخت انسان بر مي آيد. اين روش به دليل بهره گيري از دستاورد هاي وحياني در مقايسه با روش هاي ديگر انسان شناسي (فلسفي، عرفاني و تجربي) جامعيتي ويژه دارد و داراي ويژگي اتقان و خطا ناپذيري است.

ـ همچنين به مبدأ و معاد انسان در جايگاه دو بخش اساسي وجود او توجه مي کند و انسان را در ساختاري کلي، که در آن ارتباط ابعاد گوناگون وجودي انسان با يکديگر به خوبي ترسيم مي شود، بررسي مي کند. (2) افزون بر اين با توجه به آنکه مکتب الاهي اسلام حامل کامل ترين و فراگيرترين پيام خداوند است، شايسته ترين مکتبي به شمار مي رود که مي تواند شناختي کامل و جامع از انسان، هدف زندگي و اهداف تعليم و تربيت وي ارائه کند. بنابراين در مقاله ي حاضر کوشيده شده است تا با بهره گيري از جهان بيني اسلامي، ويژگي هاي انسان و هدف زندگي او از ديد اسلام و همچنين تصويري کلي از اهداف تعليم و تربيت اسلامي ارائه مي شود.

2. هدف تحقيق :

ـ هدف از انجام اين تحقيق، بررسي مجموعه اي از ويژگي هاي انسان با استناد به آيات قرآني و کتاب هاي تفاسري و ارائه ي راهکار هاي تربيتي مناسب در چارچوب جهان بيني اسلامي و سيره ي نبوي است.

3. اهميت و ضرورت تحقيق :

ـ بحث در باره ي انسان و ويژگي هاي وي از ديرباز مورد توجه فيلسوفان، متفکران و عالمان علوم اجتماعي و انساني بوده و به رغم تلاش هاي فکري، علمي و تجربي قابل توجهي که از سوي صاحب نظران علوم انساني در اين حوزه صورت گرفته، هنوز هم معماي چيستي انسان به طور کامل حل نشده و پاسخ به سوال هاي عميق فلسفي و عرفاني در مورد اينکه انسان چيست، هدف از خلقت وي چه بوده، و سرنوشت غايي انسان چه خواهد بود، داده نشده يا اينکه به دليل ناتواني در پاسخ به سوالات اساسي پيشين کوشيده اند صورت مساله را پاک کنند، پس هر گونه تلاشي که در سايه ي پيشرفت هاي علمي در عرصه ي علوم انساني و ساير نحله هاي فکري، درباره ي انسان و شناخت بهتر وي صورت پذيرد مي تواند در حد خود مفيد باشد. مفيد بودن کوشش هاي فکري و علمي براي شناخت هر چه بهتر انسان، نه فقط از لحاظ گسترش مفاهيم نظري در قلمرو تحقيقات فلسفي مي تواند مهم تلقي شود، بلکه از لحاظ کاربردي، نتايج اين گونه تحقيقات مي تواند در تدوين محتواي مطالب درسي يا اصلاح مواد آموزشي در دوره هاي گوناگون تحصيلي نيز به کار گرفته شود.

4. روش تحقيق :

ـ تحقيق حاضر از نوع تحقيقات کيفي است که با استفاده از رويکرد وصفي تفسيري به تبيين ويژگي هاي انسان از ديدگاه اسلام مي پردازد و سرانجام با توجه به تحليل مباني انسان شناسي ديني، به ارائه ي اهداف تعليم و تربيت متناسب و مطلوب انسان در چارچوب جهان بيني اسلامي و تعليم و تربيت دوران کودکي بر اساس سيره ي نبوي (ص) اقدام خواهد کرد.

5. ابزار تحقيق :

ـ گرد آوري داده ها و اطلاعات مورد نياز براي وصف و تحليل اصول و مباني جهان بيني و انسان شناسي اسلامي و نيز تبيين اهداف تربيتي از ديدگاه اسلام و سيره ي تربيتي نبي اکرم (ص) با استناد به روش اسنادي از طريق غور در منابع و مآخذ مربوط، ارجاع مستقيم به قرآن کريم و نيز نگاره هاي الکترونيکي موجود صورت گرفته است، اطلاعات گرد آوري شده، پس از طبقه بندي موضوعي، جهت وصف و تحليل هر کدام از پرسش هاي تحقيق استفاده شده است.

6. پرسش ها يا فرضيات تحقيق :

ـ تحقيق پيش رو در صدد پاسخ گويي به پرسش هايي در زمينه ي جهان بيني اسلامي، ويژگي هاي انسان از ديدگاه اسلام و مؤلفه هاي مربوط به اهداف تعليم و تربيت در اين جهت است. پس سوال هاي اصلي اين پژوهش را مي توان در موارد ذيل خلاصه کرد:
1- مؤلفه هاي جهان بيني اسلامي کدامند؟
2- ويژگي هاي انسان بر اساس روش انسان شناسي ديني کدامند؟
3- اهداف تعليم و تربيت اسلامي جهت پرورش انسان مورد نظر اين مکتب کدامند؟
4- روش هاي تربيتي کودکان بر اساس سيره ي نبي اکرم (ص) کدامند؟

7. قلمرو نظري تحقيق :

ـ پژوهش حاضر به منظور تلخيص ديدگاه هاي گوناگون درباره ي انسان از منظر اسلام و نيز پرهيز از طولاني شدن مباحث، ضمن اذعان به اهميت مطالعات تطبيقي انجام يافته در اين حوزه صرفاً به وصف و تحليل مباحث مطرح در چارچوب سوال هاي تحقيق مي پردازد و تحليل و تبيين ديگر مقوله هاي مورد بحث، با در نظر گرفتن يافته هاي علمي در ساير نحله هاي فکري را به انجام پژوهشي ديگر موکول مي کند. بنابراين قلمرو نظري تحقيق به طرح اصول جهان بيني اسلامي، ويژگي هاي انسان و اهداف تعليم و تربيت وي از ديدگاه اسلام و سيره ي نبوي (ص) محدود مي شود. در چارچوب جهان بيني اسلامي، از مقوله هايي چون هستي شناسي (3)، انسان شناسي (4)، ارزش شناسي (5) و زيبايي شناسي (6) بحث مي شود که در اين پژوهش بر حسب ضرورت و تناسب موضوع از دو مقوله ي هستي شناسي و انسان شناسي بحث شده است.

نشريه اسلام و پژوهشهاي تربيتي شماره1

------------------------------------------------------------------------------------------------

ـ تاملی در تربیت اسلامی : تاملي در تربيت اسلامي تاملي در تربيتاسلامي

ـ اشاره : ویژگی های اسلامی ، اهداف تربیت از نظر اسلام ، روشهای تربیتی که اسلام بر آن تاکید دارد .

ـ امروزه ما وارث جهاني پر از ناکاميها، شکستها، بيمناگي ها و سرخوردگيها هستيم، کنار نهادن عقل و خرد و پيروي از اميال دروني، غرايز حيواني و خودخواهي ها، انسان هايي بي رحم، بي منطق و تخريب گر ساخته است.

ـ وجود اينهمه بي عدالتي، سرگشتگي، جنگ و بسياري از رفتارهاي غيرعقلاني، مو يد اين امر است که بشر امروزي قبل از هر چيز به تربيت کردن نياز دارد. اکنون فن آوري هاي علمي روزافزون گشته است و مي رويم تا خود محصور محصولات خود باشيم. در کنار اين پيشرفتهاي دور از انتظار جاي چيزي خالي است.

ـ چيزي که به علم جهت مي دهد و آن چيزي جز اخلاقيات نيست. نبود تربيت صحيح و اخلاقيات موجب شده است که امروزه ما بيش از پيش مستعد آن باشيم که به همنوعان خود آسيب برسانيم.

ـ ماير (1374) معتقد است که براي حل مشکلات موجود جهاني سه راه حل وجود دارد; جنگ، انقلاب و تربيت. به اعتقاد وي جنگ کابوس تصوير ناپذير است و انقلاب روش بيمناکانه ولي تربيت است که به آرامي انسان را رو به تکامل مي برد و او را متوجه امکانات خلاقانه خود مي کند.

ـ تربيت است که به انسان جهت مي دهد و او را هدفمند مي سازد و تربيت تنها داروي درد بشريت است.

ـ تعريف تربيت تربيت به طور سنتي به صورت ايجاد عادت از طريق بکارگيري شيوه هاي تنبيه و پاداش تعريف شده است.

ـ نگاه سنتي تربيت ناظر بر فرايندي بوده است که طي آن حداقل دو نفر، يکي به عنوان معلم يا مربي و ديگري به عنوان متربي به صورت بالا - پايين با يکديگر ارتباط دارند. در اينجا مربي داراي ويژگيها، مهارتها و توانمنديهايي است که مي خواهد آن را به متربي انتقال دهد.

ـ اين که اين انتقال بالا به پايين است بدين معناست که صرفا يک جريان يکسويه و يک طرفه که در آن معلومات مربي به متربي جريان پيدا مي کند، بين آن دو برقرار است. اين انتقال مهارتها و معلومات از طريق امر و نهي کردن و تنبيه و پاداش صورت مي گيرد. در اين فرمول که تمامي اطلاعات از طريق مربي به متربي جاري مي شود، متربي چاره اي جز اطاعت بي چون و چرا ندارد.

ـ چنين سيستمي اگر چه قديمي است اما هنوز در پاره اي از جوامع سنتي ، روستاها و مکانهائي که کمتر در معرض پيشرفتهاي تکنولوژيک و علمي بوده است به راحتي ديده مي شود. در بسياري از شهرها و روستاهاي کشورمان، يکي دو دهه شاهد چنين وضعي بوده ايم. تعليم مکتب خانه اي و تربيت پدر - فرزندي از خصوصيت چنين سيستمي است. اگر چه چنين تربيتي خالي از اشکال نيست ولي به نظر مي رسد جوامع کوچک و کمتر توسعه يافته از چنين سيستم تربيتي فايده زيادي مي برند. ـ در اين جوامع ساده افراد زندگي روزمره خود را به دور از گرفتاريهاي امروز جهان سپري مي کنند. در چنين سيستمي پسر دنباله رو پدر است و هم از جهت ويژگي هاي روان شناختي و شخصيتي و هم از نظر منش و شيوه زندگي بسيار به پدر شباهت پيدا مي کند.

ـ نجارزاده، نجار و رعيت زاده، رعيت مي شود. در اينجا تعارض در انتخاب وجود ندارد، چون شق ديگري باقي نمي ماند تا انتخاب شود. همه چيز از قبل تعيين شده است.

ـ در واقع شايد بتوان گفت که گرفتاريهاي جهان امروز وقتي از طريق تکنولوژي به جوامع ساده تر سرايت پيدا کرد، همه ساختارهاي موجود آن را به هم زد. شکي وجود ندارد که تعليم و تربيت مدرن بود که جوامع سنتي را از هم پاشيد. کاربرد روشهاي علمي در تعليم وتربيت، ويژگي مشخص تربيت مدرن و امروزي است. رابطه يکسويه مربي و متربي در اين شيوه مردود شناخته شده است.

ـ اين رابطه اجباري نيست و در آن مسائل مربوطه به انگيزش متربي لحاظ شده است. چنين سيستم تعليم وتربيتي است که موجب ايجاد تغييرات نسبتا ثابتي در فرد مي شود.

ـ در اين سيستم، تکنولوژي در خدمت تربيت قرار مي گيرد و تربيت، انسان را به استفاده بهينه از تکنولوژي رهنمون مي سازد. جرياني که هيچگاه در اين عصر به وقوع نپيوسته است و کماکان انسان در خدمت تکنولوژي قرار دارد.

ـ اگر چه از ويژگيهاي تعليم و تربيت سنتي عدم توجه به تفاوتهاي فردي و خلاقيت افراد است، در تربيت مدرن و علمي بيشتر سعي بر شکوفا ساختن استعدادهاي افراد است. اگر از تعاريف متعددي که براي تربيت وجود دارد بگذريم، به طور کلي مي توان تربيت را جرياني دانست که به طور مستمر در جهت رشد همه جانبه فرد (اعم از جسماني، شناختي، رواني، عاطفي و اجتماعي و ديني) و شکوفا ساختن استعدادهاي او است (شريعتمداري، 1367). در اين معني تربيت اعم از آموزشهاي رسمي و غير رسمي است و کلا هر جرياني را در برمي گيرد که در جهت تغيير و اصلاح تجربيات فرد است.

ـ به اين ترتيب، تربيت فرايندي است که در سراسر عمر انسان اتفاق مي افتد و قاعدتا جنبه تکاملي، رشدي و صعودي دارد، بدين معني که هر چه جلوتر مي رويم فرد شکوفاتر مي شود. ـ نظريه ها و مدلهاي تربيت بسته به اينکه ديدگاه ما نسبت به انسان چگونه باشد، آيا او را موجودي ذاتا بد و شرور بدانيم يا ذاتا خوب و يا مانند لوح سفيد و زميني مستعد کاشتن هر نوع محصول، مدلهاي تربيتي گوناگوني ارائه شده است. بعضي از انديشمندان انسان را موجودي ذاتا شرور مي دانند. توماس هابز معتقد بود که انسان را بايد تربيت کرد و اخلاق حسنه به او آموخت. اين تربيت است که انسانها را به سوي نيکي و خوبي هدايت مي کند.

ـ به نظر هابز اگر انسان تربيت نشود طبيعت ناپاک و سرشت بد خود را نشان خواهد داد. در عوض لاک، فيلسوف انگليسي قرن هفدهم، معتقد بود که انسان موجودي است داراي ذهن و سرشتي تهي از هر ويژگي. بنابراين در جواب اين سو ال که ذهن از کجا اين همه مواد براي استدلال و شناخت مي آورد او جواب مي دهد;

ـ از راه تجربه. از تجربه است که همه دانش ما سرچشمه مي گيرد و از تجربه است که سرانجام دانش حاصل مي شود. به نظر لاک محيط در پرورش و تربيت انسان نقش اساسي دارد.

ـ ما از راه تقليد و پاداش و تنبيه مي آموزيم. به عنوان مثال اگر کودکي ببيند که والدينش در قبال موفقيتهاي ديگران آنها را شماتت مي کنند او نيز مي آموزد که نسبت به ديگران حسود باشد. حال اگر در اين حين پاداش دريافت کند و کار او از طرف والدين تاييد گردد او سعي مي کند که حسادت خود را تقويت کند.

ـ لاک هدف اصلي تربيت و تعليم را کنترل خود مي داند (کرين، 1375). فرد از طريق تربيت ياد مي گيرد که بر اعمال و رفتار خود تسلط يابد، رفتارهاي تکانه اي از خود بروز ندهد و قبل از انجام هر عمل و رفتاري در قبال آن انديشه کند. او پايه همه فضيلتها را در اين مي داند که فرد بتواند از ارضاي خواسته هاي خود دست بردارد.

ـ به نظر لاک پاداش و تنبيه فيزيکي از راههاي تربيت است و بهترين پاداش، تمجيد و ستايش و بهترين تنبيه، عدم قبول و ابراز نارضايتي و تقبيح است. روسو، فيلسوف سوئيسي قرن هجدهم، برخلاف لاک معتقد بود که کودکان محفظه هاي خالي يا الواح نانوشته نيستند، بلکه حالات و روشهاي خاص خود را از نظر احساس و انديشه دارا مي باشند. آنها مطابق با طرح طبيعت رشد مي يابند و ما بايد تنها تسهيل کننده اين رشد باشيم.

ـ او انسانها را با طبيعت پاک مي انگاشت و معقتد بود که اگر بگذاريم طبيعت کار خود را مي کند، هر چند نهايتا انسانها تحت انقياد و بندگي نيروهاي اجتماعي درمي آيند. روسو در کتاب معروف خود به نام اميل انديشه هاي تربيتي را بيان داشته است.

ـ اميل پسر فرضي است که روسو آن را رشد داده است. او معتقد است که اميل خود توسط نيروهاي طبيعي خود خواهد آموخت، راه خواهد رفت و شروع به سخن گفتن خواهد کرد. چيزي به اميل تحميل نمي شود، بلکه آزاد گذاشته مي شود تا خود اشتياق پيدا کند.

ـ اميل مي آموزد هر چيزي را براساس تجربه خود داوري کند. بدين سان او مي تواند به درستي بينديشد و عمل کند. به علاوه از زمانهاي قديم تربيت با دين به گونه اي آميخته بود.هر جامعه اي براساس مذهبي که براي خود برمي گزيند سعي مي کرد افراد جامعه خود را براي برپاداشتن سنتهاي مذهبي و آداب و رسوم ديني تربيت کند. تربيت در اسلام در اسلام اهميت خاصي به تربيت فرزند داده شده است، چرا که يکي از حقوق اساسي فرزند نسبت به پدر تربيت درست اوست. در اهميت تربيت در اسلام همين بس که در قرآن مجيد از يکي از اهداف عاليه بعثت پيامبران به عنوان تزکيه (تربيت) نام برده شده است. تربيت در اسلام با معاني و تعابير مختلفي بکار رفته است. در يک تعبير، تربيت به معناي رسيدن به رشد است. آيه 1 سوره جن ناظر بر اين تعبير است.

ـ در اين آيه هدف قرآن هدايت به حق و کمال عقلي است. آيات ديگري مانند 256 سوره بقره، 10 سوره جن و 10 سوره کهف ، نيز ناظر بر همين معنا از تربيت هستند. در جاي ديگر قرآن مانند آيات 29 و 38 سوره غافر ماموريت پيامبر اسلام هدايت به راه کمال ذکر شده است. هدايتي که در آن فرد، در راه مستقيم (صراط المستقيم) گام برمي دارد.

ـ در سوره آل عمران آيه 164 آمده است که همانا خداوند بر افراد با ايمان منت نهاد و براي آنان پيامبري را مبعوث کرد تا آنان آيات الهي را تلاوت کنند و انسانها را از آلودگيها برهانند (تزکيه کنند) و به آنها کتاب و حکمت بياموزند.

ـ و يا در نهج الفصاحه، پيامبر اکرم (ص) مي فرمايد: "من براي به کمال رساندن خوبيهاي اخلاق مبعوث شدم". بنابراين تزکيه نفس باعث رستگاري مي شود وتربيت باعث به کمال رسيدن ابعاد معنوي و شخصيتي انسانها مي گردد.

ـ در اين ميان پرمعناترين تعبير از تربيت اسلامي همان تعبير به تزکيه است. در آيه دوم سوره جمعه، هدف از بعثت رسولان و پيامبران آگاه ساختن انسانها از نشانه هاي الهي، تزکيه آنها و علم آموزي به آنها عنوان شده است. اين سه هدف بزرگ الهي جز برترين اهداف تربيت اسلامي است (مکارم شيرازي، 1367). هدف اول يعني آگاه ساختن انسانها به نشانه هاي الهي جنبه مقدماتي دارد و در آن سعي مي شود کودک با رشد گيرنده هاي حسي خود مخصوصا ديدن و شنيدن بتواند به تفکر و تاملي درست در عالم خلقت برسد.

ـ در مرحله بعد کودک ياد مي گيرد که از انجام رفتارهاي غيراخلاقي و غيرانساني بپرهيزد و فضائل و کمالات انساني را در خود رشد دهد. درمرحله سوم و آخرين مرحله تربيت، کودک شروع به علم آموزي مي کند تا بيشتر از پيش رو به سوي کمال برود. پس بنابراين در تربيت اسلامي سه مرحله وجود دارد که در سطور بعدي به تفضيل در اين باره بحث خواهيم کرد. ويژگيهاي تربيت اسلامي تربيت در اسلام جنبه ديني هم دارد. بدين معني که اگر در اديان ديگر تربيت وجود دارد صرفا به تربيت ديني پرداخته مي شود. ولي در تربيت اسلامي، تربيت ديني تنها يک جنبه از تربيت است.

ـ تربيت اسلامي جامع است از اين نظر که شامل پرورش جسم ، روح، فرد و جمع ، دنيا و آخرت مي شود (احمدي، 1364). تربيت در اسلام تنها انجام مناسک ديني نيست. بلکه پروراندن هر صفت و کمالي است که انسان به عنوان جانشين خدا بر زمين و انسان به عنوان انسان بايد دارا باشد.

ـ آيات، روايات و توصيه هاي ديني متفاوتي را مي توان يافت که در آن نه تنها به عبادت وانجام مراسم ديني توصيه شده است بلکه کسب کليه فضائل و دوري از هر حيوان صفتي سفارش شده است. همه اينها نشان مي دهد که تربيت اسلامي تربيتي کامل و همه جانبه است.

ـ از ديگر ويژگيهاي تربيت اسلامي اين است که تمامي تلاشهاي تربيتي يک مسير را دنبال مي کنند و آن عبادت و بندگي خدا و تسليم رضاي او بودن است. اين ويژگي مخصوص تربيت اسلامي است و در هيچ يک از مدلهاي تربيتي وجود ندارد. در بهترين روشهاي تربيتي فرد خدمتگزار جامعه است و هدف والاتري وجود ندارد. از ويژگيهاي ديگر تربيت اسلامي تاکيد آن بر تربيت شناختي است.

ـ آنقدر که در تربيت اسلامي بر پرورش تفکر و علم آموزي تاکيد شده است در هيچ يک از مدلهاي تربيت چنين سفارش نشده است. همانگونه که متذکر شديم، قرآن هدف از بعثت پيامبران را تعليم علم و حکمت مي داند. اهداف تربيت اسلامي هدفهاي تربيت در طول تاريخ انسان تغييرات زيادي داشته است.

ـ همانگونه که بيان شد، در جوامع ابتدائي هدف از تربيت بيشتر براي حفظ سنت ها و ثبات وضع موجود بوده است. در جوامع ديني تربيت در جهت آموزش اصول مذهبي، سنتها و عقايد ديني بوده است.

ـ در جوامع ديگر مانند روم باستان هدف از تربيت قبل از هر چيز پرورش شهروند خوب ، فردي که آماده فداکاري براي سرزمين خود باشد بوده و در عصر جديد و طبعا علمي، تربيت شديدا بر اهداف علمي استوار است. اين امر مخصوصا بعد از انقلاب صنعتي شدت گرفت و پايه هاي تربيت نوين بر روان شناسي علمي و زيست شناسي گذارده شد (ماير، 1374).

ـ از ديدگاه ماير هدفهاي تربيت عصر جديد عبارتند از : تفکر، تامل، شناخت فرهنگ وهنر، پرورش خلاقيت، درک و کاربرد دانش، تماس با انديشه هاي مهم، روي آوري به ارزشهاي معنوي و اخلاقيات، کسب مهارتهاي اساسي مانند خواندن، نوشتن و زيبايي شناسي، کارآمدي شغلي ، پرورش حس احترام به همنوع و خانواده، شهروند مو ثر ، سلامت بدني ، رشد شخصيت، رشد و گسترش علائق و صلح جويي. در اسلام هدفهاي تربيتي مطابق با شان انسان و هدف از خلقت آدمي است. اسلام دين کاملي است.

ـ در يک فرآيند کلي ظهور دين اسلام، يک جريان تربيتي را پشت سر نهاد . نگاهي به سير تکامل دين اسلام مو يد اين نظر است. تمامي پيامبران از آدم تا خاتم يک هدف را دنبال مي کردند که تکامل آن در دين اسلام ديده شد. اسلام به يکباره ظهور نکرد.

ـ بلکه انسانها را به تدريج آماده پذيرفتن خود نمود. رشد هدفهاي تربيتي در دنياي مدرن و فرا مدرن امروز در اهداف مادي و دنيايي محدود شده است و هدفهاي اخلاقي، معنوي و روحاني در فرع قرار دارد.

ـ در اسلام اين مزيت وجود دارد که هدفهاي تربيتي بر محور خودشناسي ، خداشناسي و تقرب و رضاي الهي دور مي زند (حسيني مسروري، 1367). هدفهاي تربيتي در اسلام از نظر شريعتمداري عبارتند از : تقوي و پرهيزگاري، آموزش حکمت، پرورش عدالت خواهي، تکامل انسان، استقلال فردي، پذيرش مسو وليت فردي، تغيير رفتار، احترام به انسان، ايمان به صلاحيت مردم، پرستش خدا، برادري و همکاري، دوستي با ملل ديگر و پرورش روح اجتماعي.

ـ از نظر شريعتمداري ويژگيهاي تربيت اسلامي عبارتند از:

ـ الف) جنبه هدايتي بودن فرد در زمينه هاي عقلاني، اجتماعي، عاطفي و بدني.

ـ ب ) جنبه پويائي در رشد يا بندگي هدفها و انعطاف پذيري روشها ج) جنبه انقلابي بودن مکتب اسلام بدين معني که در اسلام هم نظام پويا وجود دارد و هم مبارزه با استعمار و استثمار. مطهري (1369) هدفهاي تربيت اسلامي را در : تقويت اراده، عبادت و نيايش، محبت، تقويت حس حقيقت جوئي، مراقبه و محاسبه، تفکر، محبت اوليا، ازدواج ، جهاد و کار مي داند.

ـ مشابه هدفهاي ذکر شده، (احمدي، 1364) هدفهاي زير را از اهداف تربيت اسلامي مي داند;

ـ اول پرورش ابعاد وجودي و شخصيتي انسان و شکوفا کردن تمامي استعدادهاي او.

ـ دوم، حرکت دادن انسان به سوي خدا،

ـ سوم آگاه کردن انسان از پايگاه و جايگاه خويش در جهان.

ـ چهارم، پرورش قدرت تشخيص در انسان از طريق مشاهده، تجربه، تفکر و تعليم.

ـ پنجم، پرورش روح حقيقت جويي.

ـ ششم ، پرورش افرادي مو من، متقي و عامل به خوبيها.

ـ هفتم ايجاد روح برادري، برابري، تعاون احسان و ايثار.

ـ هشتم، پرورش روحيه تلاش و مبارزه با فقر. آنچه مسلم است هدف اساسي تعليم و تربيت اسلامي همان هدفي است که انسان براي آن آفريده شده است و آن هدف جز شناخت فرد، پي بردن به عظمت خداوندي و طي کمالات انساني نيست. پس مي توان گفت يکي از اهداف تعليم و تربيت اسلامي شناخت خود و پيرامون خود است. فرزندانمان را بايد بگونه اي تربيت کنيم که مشتاقانه در پي کشف خود و محيط خود برآيند. از ابتداي تولد خوشبختانه اين وديعه دروني يعني جستجو و کشف محيط به طور ذاتي در وجود ما نهفته است.

ـ ما مي توانيم به روش بسيار دقيق و هوشمندانه آن را هدايت نمائيم مسلما اگر اين نهاده دروني نتواند به درستي رشد يابد ما در اهداف تربيتي خود دچار شکست شده ايم. براي تربيت و رشد اين نهاده بايد سعي کنيم از ابتدا کودک را مشتاق به بررسي و پويش اطراف خود نمائيم.

ـ ما مي توانيم با جواب دادن به پرسشهاي او - با حوصله وسعي بيشتر - او را براي طرح پرسشهاي ديگر به حرکت وا داريم. مي توانيم با ندادن جواب کامل به سو الهاي او، کودک را وا داريم که خود نيز براي کشف حقايق قدمي بردارد.

ـ پس

درباره : تحقیق و مقاله ها ... , دیگر تحقیق ها ,
بازدید : 235

[ چهارشنبه 21 ارديبهشت 1390 ] [ چهارشنبه 21 ارديبهشت 1390 ] [ هادی شبروان ]
مطالب مرتبط
نظر بدهید
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

.: Weblog Themes By graphist :.

::

اعضاء
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟



عضویت در سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
درباره وبلاگ

با سلام - هادی شبروان هستم دانشجوی دوره کارشناسی رشته مهندسی برق قدرت، امیدوارم مطالب این وب به شما کمک زیادی کند . با تشکر

آخرين مطالب
پروژه هادی شبروان تاریخ : دوشنبه 31 شهریور 1393
حل المسائل ماشین های الکتریکی دکتر p.c.sen تاریخ : چهارشنبه 28 خرداد 1393
معرفی رشته برق صنعتی تاریخ : پنجشنبه 17 شهریور 1390
نرم افزار سیم پیچی winding تاریخ : شنبه 20 اردیبهشت 1393
تابلوها تاریخ : یکشنبه 02 تیر 1392
سکسیونر چیست ؟ تاریخ : شنبه 21 اردیبهشت 1392
آموزش تعمیر و نگه داری بخاری برقی تاریخ : دوشنبه 23 بهمن 1391
آموزش تعمیر و نگه داری همزن دستی تاریخ : دوشنبه 23 بهمن 1391
آموزش تعمیر و نگه داری اتو برقی تاریخ : دوشنبه 23 بهمن 1391
آمار سایت
بازديدهاي امروز : 39 نفر
بازديدهاي ديروز : 20 نفر
كل بازديدها : 100,558 نفر
بازدید این ماه : 78 نفر
بازدید ماه قبل : 505 نفر
کل نظرات : 18 عدد
كل مطالب : 114 عدد
كل اعضا : 342 عدد
افراد آنلاین : 1 نفر
امکانات وب

-
مترجم کلی وبلاگ به هر زبان

FreeCod Fall Hafez

تبادل لینک

خرید بک لینک